X
تبلیغات
رایتل


باد یمانی



امروز تنبیه شدم٬ گشرهای دریا خیلی باهوشند. آنها تلافی ناشکری‌ام را به جا آوردند...
دیگر یاد گرفتم به توان بی نهایت غر نزنم! اما نمی شود... واقعا چرا اینجا ایران است؟
نه! حتی اگر تمامی ساق پایم را هم شکاف دهی٬ بطوری که ۲۵ تا کوک بخیه هم نتواند چاره‌اش کند. نمی توانم نارضایتیم را به زبان نیاورم.
سالها می‌شنیدم که می‌گفتند٬ عجب دختر بندری‌ای هستم که شنا نمی‌داند. جواب سوال را نمی‌دانستم آخر بندری بودنم چه ربطی به شنا داشت؟ آیا می‌پنداشتند که حاشیه نشینی دریا به تنهایی می‌توانست من را شناگر تربیت کند؟...
نمی‌دانم از کجا عشق ‌ورزیدن به صدا٬ امواج٬ ماهیان٬ مرغان و دیگر مخلفات دریایی را فرا گرفته‌ام. اما چه حیف که نمی‌توانم تفریحاتم را در آن تمام کنم.

تو فکر یه سقفم٬ برای تو ای دریا...

پ ن: عکس از فتو‌بلاگ مجید جمشیدی


نوشته شده در شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389ساعت 12:40 ق.ظ توسط من یمانی| 2 نظر|

Design By : Night Melody